روز گذشته رییس هیات مدیره کانون عالی انجمنهای صنفی کارگری در خصوص لزوم ساماندهی و به حداقل رساندن نیروی کار شاغل در کشور مطالبی رو مطرح نمود که در این خصوص چند نکته به نظر میرسد:
درست است که نیروهای کار خارجی که عموما از کشور افغانستان به ایران امده اند سالهاست به حکم میهمان نوازی در کشور ما حضور دارند و درست است که اغلب این افراد تصدی مشاغلی را به عهده دارند که معمولا ایرانیان سراغ ان مشاغل نمیروند اما با توجه به بحران کنونی اشتغال شاید ضروری باشد تا اقداماتی سخت پیرانه تر نسبت به این موضوع انجام شود. چرا که شاید عده بسیاری امادگی انجام بسیاری از مشاغل مورد تصدی افاغنه را داشته باشند ولی شرایط محقق نشده باشد.
البته باید با واقع بینی به این موضوع نگریسته شود و ان پاسخ به این سوالات میباشد.
- ایا توقع دستمزدی افاغنه به میزان هموطنانمان میباشد؟
- ایا انرژی و نیرویی که هموطنان در بسیاری از کارها مصروف میدارند به اندازه افاغنه میباشد؟
- ایا افاغنه توقعاتی نظیر بیمه و سایر امکانات شغلی را همانند هموطنان ایرانی مطالبه مینمایند؟
- ایا اخراج و قطع رابطه با افاغنه به همان سختی و دشواری هموطنان است؟
- با توجه بع اینکه اکثر انها مجرد بوده و خانواده ای در ایران ندارند ایا دغدغه های انان برای کار در شب، کار در محلهای دورافتاده و شهرستانها و شرایط سخت به اندازه هموطنان میباشد؟
- درست است که نیروهای فراوان متقاضی کار در کشور وجود دارد اما با توجه به سطح نحصیلات و معیشت هموطنان ایا عرضه در بخشهایی که افاغنه امادگی کار دارند ایرانیان مایل به کار هستند
وبسیاری ازاما و اگرهایی که همواره تصمیم گیری در خصوص اینکه با مانع شدن از حضور و اشتغال مهاجرین افغانی بتوان برای ایرانیان شغل مناسب فراهم کرد را دشوار میسازد. انچه در این خصوص مهم است اینست که ایا میتوان با اصرار بر رعایت برخی مقررات حداقلی و در تنگنا قرار دادن کارفرمایان در وضعیت بحرانی اشتغال، فضای مناسب و رقابتی برای نیروی کار ایرانی فراهم ساخت؟ ایا در چنین شرایط سخت و بحرانی عدول از برخی حد اقل ها ناگزیر نیست؟