جامعه مدنی، مفهوم تازه ای است که در قرون اخیر در غرب مطرح شده و در جامعه ما نیز به تازگی عنوان شده است. در بین مطرح کنندگان جامعه مدنی، مانند دیگر مفاهیم حوزه علوم انسانی، وفاق، همسانی و سازگاری کلی دیده نمی شود، از مارکس به بعد معیارهای مختلفی برای جامعه مدنی ارائه شده است. در واقع مفهوم جامعه مدنی در گذار جامعه سنتی به جامعه مدرن و متجدد متولد شده است. مظاهر اولیه و نطفه‌های جامعه‌ مدنی در درون فئودالیته و قرون وسطی در اروپا وجود داشت.

سابقه‌ پیدایش جامعه‌ مدنی به پیدایش حق اجتماع و انجمن ایجاد کردن باز می‌گردد که تحقق آن از دیگر حقوق بنیادی به نسبت دشوار‌تر بوده است. در جامعه‌ فئودالی، جامعه‌ مدنی کم و بیش محدودی وجود داشت. پراکندگی قدرت، حقوق مالکین، مصونیت وامتیازات اشرافیت زمیندار، وجود شهرهای خودمختار و جز آن زمینه‌ وجود چنین جامعه‌ مدنی ضعیفی را تشکیل می‌داد. مدرنیته و تجدد، مناسبات فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی خاص خود را به همراه آورد که یکی از آنها جامعه مدنی است، به عبارتی دقیق تر جامعه مدنی پس از مسئله «دولت مطلقه» در غرب مطرح شد.

دولت مطلقه تمام عرصه های زندگی شهروندان خود را تحت سلطه می گرفت و امکانات نامحدودی را در اختیار داشت. اندیشه برپایی جامعه مدنی برای حفظ کیان فردی و حل نشدن آحاد جامعه در آنچه دولت پسندیده است شکل گرفت.

جامعه مدنی حوزه ای از روابط اجتماعی است که فارغ از دخالت قدرت دولت است، وگونه ای از فرهنگ، اجتماع، سیاست ورزی و اقتصاد است که فارغ از سلطه دولت باشد. مجموعه نهادها، موسسات، انجمنها، تشکلهای غیردولتی و مدنی و به بیان دیگر عرصه زندگی فردی و اجتماعی مستقل از دولت، جامعه مدنی را تشکیل می‌دهد.

بنابراین اندیشه جامعه مدنی برای مبارزه با حکومت مطلقه، مقاومت در برابر سلطه گری ها، تمامت خواهی ها و زیاده طلبیهای دولتمردان تاسیس شده است. با این همه جامعه مدنی، دولتی در برابر دولت نیست. بلکه واسطه ای است بین فرد و دولت. به‌ طوری که افراد جامعه آزادانه و مختارانه در آن متشکل می شوند تا کمربند ایمنی باشند برای حفاظت از حقوق شهروندی در برابر درازدستی های دولت، برای محدودیت دولت و نظارت بر عملکرد آن.

در این مجال به ده ویژگی از ویژگی‌های جامعه مدنی اشاره می‌شود:

در جامعه مدنی با نهادینه شدن فعالیتهای اجتماعی همبستگی ملی به شدت رشد می کند. درواقع این تشکلهای خودجوش برای حفظ آن هویت مستقل است. نهادهایی که در آن دولت نماینده ندارد، و بودجه آنها توسط دولت تامین نمی شود. اصناف مختلف اجتماعی اعم از اقتصادی، فرهنگی، هنری، ورزشی، علمی و اجتماعی تشکل های خاص خود را تشکیل می دهند. بدون تشکلهای خودجوش جامعه مدنی، محقق نمی شود.

اولین شرط مدنیت و متمدن بودن این است که دیگران را که چون تو نمی اندیشند تحمل کنی، برای آشنایی با نظر آنها با ایشان گفتگو کنی و با منطق و برهان با آنها رفتار نمایی. جامعه ای که روابط ساکنان آن بر زور استوار است و خشونت روش غالب تعامل فرهنگی و اجتماعی است، از ضوابط جامعه مدنی فاصله دارد.

واضح است که مراد صورت ظاهری قانون نیست، بلکه قانونی است که حقوق و آزادی های شهروندان را به رسمیت شناخته باشد، قانونی که حداقلی از حقوق را برای همه آحاد جامعه فارغ از عقیده، مذهب، جنس، نژاد، زبان و ملیت پذیرفته باشد. در جامعه مدنی، قانون ضابطه و معیار بازی اجتماعی است.

جامعه ای مدنی است، که مردم واقعا ولی نعمت حکومت باشند، بگویند چه می خواهند، چگونه می خواهند، و چه کسانی این وظایف را برای چه مدتی به عهده دارند. دولت از آسمان تعیین نشده است، پدیده ای زمینی و بشری است، مصنوع آدمیان است و پاسخگوی شهروندان.
ده موردی که ذکر شد، ویژگی‌های غالب جامعه مدنی است، البته از این میان برخی اصلی و برخی فرعی هستند. ویژگی های تشکل های آزاد و مستقل از دولت شهروندان، قرارداد اجتماعی، مساوات، مشارکت و رقابت از جمله ذات و ویژگی های اصلی جامعه مدنی است.

اما جامعه مدنی به درستی درک نمی شود، مگر این که متضاد آن یعنی جامعه توده ای و توده وارMass Society  شناخته شود.

لذا برخلاف برداشت سطحی و عرفی و غیرتخصصی، «مدنی» مقابل بربری و جاهلی یا مقابل طبیعی نیست، مدنی مقابل توده ای است. جامعه توده وار نیز ویژگی‌های دارد، مهمترین این ویژگی‌ها عبارتند از:

توده مردم به مثابه مومی بی شکل و بی هویت هستند که قالب و شکل و هویت آنان توسط حاکمان و دولت صورت می گیرد. این توده خودآگاهی ندارد و کوششی نیز در راه شکوفایی خودآگاهی آن صورت نگرفته است. با نهادهای مدنی که تجلی اراده آزاد افراد و آحاد شهروندان است آشنایی ندارد. جامعه توده وار لزوماً متعلق به گذشته نیست، حتی در یک محیط صنعتی زیر بمباران تبلیغاتی که آدمیان به مثابه روباتهای مکانیکی به کار گرفته می شوند امکان تحقق دارد. سمبل جامعه توده وار فرد و تشخص او نیست، بلکه توده میلیونی است.

مردمی که از خود اراده ای ندارند، در دولت ذوب می شوند. در جامعه توده وار، اقتدار مطلق از آن دولت است، اما این اقتدار که متکی به نهادهای مدنی نیست، اقتداری تصنعی است، لذا در مواقع بحران مانند شیشه ای که به سنگ می خورد می شکند. در جامعه مدنی اگرچه دولت کارگزار و تحت نظارت جامعه مدنی و محدود به حدود قانون است، اما به میزان اقتدار جامعه مدنی، اقتدار واقعی دارد. اقتدار واقعی دولت به میزان گسترش و عمق جامعه مدنی وابسته است.

جامعه توده وار همچون سیل است، پرقدرت، اما مخرب و ویرانگر. در جامعه توده وار، اخلاق، قانون و دین همگی در خدمت آرمانهای توده قرار می گیرد و بر آن مبنا تغییر و تاویل می شود.

نهادهای مدنی همچون مسیل اند که با کانال کشی و جریان سازی و لایروبی و سدسازی قدرت آب را بکار گرفته، و محدود می کنند، اما نور و زندگی نیز تولید می نمایند.

منبع: سایت شورای سازمان های مردم نهاد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *