تشکلهای غیردولتی بهعنوان نهادهایی توانمند در تحقق الگوی مشارکت اجتماعی، از آن رو در دنیای امروز اهمیت پیدا کرده اند که می توانند الفبای نقش مردم را در قالب شهروند مقتدر و حلقه واسط بین حکومت و مردم تا شعاع حضور در صحنههای زنده اجتماعی و سیاسی جامعه بتابانند.
این در حالی است که جلوه های تحول یافته زندگی در جامعه، افزایش نقش مردم را در امور مربوط به خود اجتناب ناپذیر کرده است.وجود فاصله و شکاف عمیق بین نگرش و باورهای نسل های دیروز و امروز در بسیاری از کشورها، دسترسی فعال و سازنده نسل های امروز را به سطوح مدیریت جامعه با دشواری مواجه می سازد.
برای جبران این نقصان بوده که طی نیم قرن گذشته، سازمان و مؤسسات مختلفی با هدف جلب مشارکت نسل های امروز در امور اجتماعی، صنفی و سیاسی یکی پس از دیگری شکل گرفته اند. برخی نظریات جامعه شناسی، سابقه شکل گیری و ایجاد نهادهای مدنی و تشکل های غیردولتی را در لابه لای اسناد به جامانده از شش هزار سال پیش جست وجو می کنند.
زمانی که افراد به دلیل غلبه همبستگی مکانیکی و وجدان جمعی برای حل مسائل و مشکلات خود در زمینه آبیاری، کشاورزی و دامپروری به صورت گروهی و غیررسمی، سازمان هایی را تشکیل دادند. روی دیگر سکه در جایی نقش می بندد که با توسعه صنعت در جامعه مدرن، دموکراسی شکل می گیرد و بسترشکل گیری سازمان های غیردولتی به موازات دموکراسی در کشورهای مختلف جهان، پی ریزی می شود. مهم تر اینکه، بسترسازی و ایجاد نهادهای مدنی و تشکل های غیردولتی در جوامع مدرن و دموکراتیک به منظور تبیین مبانی جامعه مدنی بسیار حایز اهمیت شمرده می شود. ارتقای مشارکت نهادهای غیردولتی و مؤ سسات خیریه در برنامه های فقرزدایی و شناسایی کودکان یتیم و خانواده های زیر خط فقر در کلیه مناطق کشور توسط مدیریت های منطقه ای و اعمال حمایت های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی برای افراد یاد شده و توسط آنان و دستگاه ها و نهادهای مسئول در نظام تامین اجتماعی از جمله سیاست های کلی که اجرای آنها براساس ماده ۹۵ برنامه چهارم توسعه اقتصادی ،اجتماعی و فرهنگی به دولت واگذار شده است. براساس این ماده، دولت مکلف است به منظور استقرار عدالت و ثبات اجتماعی، کاهش نابرابری های اجتماعی و اقتصادی، کاهش فاصله میان دهک های درآمدی و توزیع عادلانه درآمد در کشور، کاهش فقر و محرومیت و توانمندسازی فقرا از طریق تخصیص کارآمد و هدفمند منابع تامین اجتماعی و یارانه ای پرداختی، برنامه های جامع فقرزدایی و عدالت اجتماعی را به اجرا بگذارد. در ماده ۹۵ قانون برنامه چهارم توسعه، آنجا که بحث توانمندسازی جوامع محلی به میان می آید، مستقیماً از نهادهای غیردولتی به عنوان شرکای دولت در پروژه های فقرزدایی نام برده شده است. علاوه بر مشخص کردن جایگاه همکاری آنها، تعامل آنها با بدنه دولت به طور مشخص با نهاد نظام تامین اجتماعی است.
تشکل های غیردولتی در بستر جامعه مدنی
تشکل های غیردولتی در قالب گروه های خیرخواهانه و داوطلبانه مردمی، سال هاست که در حیات اجتماعی ایران حضور داشته اند. قدیمی ترین این گروه ها، تشکل های مذهبی و مهم ترین آنها تشکل هایی هستند که در دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی شکل گرفته اند و تا ثیرات مهمی را در مناسبات سیاسی و اجتماعی ایران بر جای گذاشته اند. دکتر حسین آقاجانی، جامعه شناس معتقد است: شکل گیری تشکل های غیردولتی، آنجا که حلقه واسط بین حکومت و مردم به شمار می روند، نتایج بسیار مطلوبی را برای نظام های اجتماعی به همراه خواهند داشت. از این رو کلیه نظام های اجتماعی در تلاش هستند که تعداد تشکل های غیردولتی را در محدوده خود افزایش دهند یا زمینه های ایجاد آنها را فراهم کنند. وی می گوید: با توجه به استقبال عمومی از قالب های امروزین مشارکت اجتماعی، تنوع اهداف و موضوعات فعالیت تشکل های غیردولتی دیگر مانند مؤسسات خیریه سنتی تنها در حیطه موضوعات محدودی از قبیل رسیدگی به محرومان و نیازمندان، امور درمانی و قرض الحسنه و… خلاصه نمی شود و به مواردی از قبیل دین، آموزش، بهداشت، محیطزیست، اشتغال، توسعه، فرهنگ، هنر، جوانان، کودکان، زنان، سالمندان،موضوعات تخصصی و عملی اشاعه یافته است. این جامعه شناس با اشاره به تغییرات ناگزیر جامعه انسانی و خیزش از همبستگی مکانیکی به سمت همبستگی ارگانیکی می گوید: در دنیای امروز، توسعه یافتگی فرآیندی است که باید دولت ها و ملت ها با یکدیگر آن را طی کنند. در عمل ثابت شده است دولت ها توانایی بسط یک توسعه پایدار و مداوم را بدون مشارکت کامل مردم ندارد و حتی در مسیر توسعه یافتگی، جوامع نقش مهم تری نسبت به دولت ها دارند. دیدگاه توافقی با این عقیده که بر ضرورت ایجاد تشکل های غیردولتی در بستر جامعه پافشاری می کند، اندیشه را به سمت تلاشی هدایت می کند که نهادهای جامعه مدنی به صورت غیردولتی، آگاهانه و داوطلبانه، صرف کسب قدرت برای حوزه عمومی و در اختیار گرفتن مدیریت و ابتکار عمل زندگی اجتماعی خود می کنند. دکتر کیان تاج بخش، جامعه شناس در تکمیل این دیدگاه می گوید: جامعه مدنی عبارت از مجموعه ای از انجمن ها، گروه ها، نهادها و سازمان هایی است که به صورت غیردولتی، آگاهانه و داوطلبانه و بدون کسب قدرت سیاسی و جای گرفتن در نهاد قدرت نسبت به برآوردن خواست ها و نیازهای خود و ذینفعشان تلاش می کنند. وی همچنین می گوید: انجمن ها و نهادهای جامعه مدنی نسبت به اداره امور و برآوردن نیازها و ضروریات جامعه و نیز تحکیم دموکراسی و بسط آن به دیگر حوزه ها مبادرت می کنند. از این روست که ارتباط محکم تشکل های غیردولتی با ضعف و تقویت پایه های جامعه مدنی آشکار می شود. البته باید این نکته را هم افزود که گسترش تشکل های غیردولتی معادل تحقق جامعه مدنی نیست. یعنی جامعه مدنی،شرط لازم برای گسترش این تشکل ها به شمار می رود نه شرط کافی. این جامعه شناس در توجیه این که چرا تشکل های غیردولتی در ایران به لحاظ آماری پا نمی گیرند، می گوید: یک علت به میزان انگیزه مردم برمی گردد که به طور داوطلبانه، تمایل به تلاش برای ایجاد تشکل های غیردولتی و گسترش آنها دارند یا خیر. مردم شاید انگیزه زیادی برای مشارکت در گروه های قومی، فراقومی و فرامنطقه ای نداشته باشند که این ما را به علت دوم هدایت می کند. این که افرادی که انگیزه کافی برای شکل گیری و گسترش تشکل های غیردولتی دارند و در این گروه ها مشارکت می کنند، با مشکلات زیادی مواجهند. بخشی از این مشکلات هم به موانع و محدودیت های دولتی برمی گردد. در این میان، بسیاری از جامعه شناسان ادعا می کنند که پیشبرد برنامه های جامعه مدنی در جهت توسعه پایدار به صورت قطعی نیازمند همکاری و مشارکت دولت هاست. این مشارکت از یک سو از ممانعت دستگاه های دولتی جلوگیری می کند و از دیگر سو، دولت می تواند تسهیل کننده فعالیت های جامعه مدنی باشد. در جوامع توسعه یافته، دولت نه تنها حامی جدی فعالیت های غیردولتی است بلکه بسیاری از کارهایی که نیازمند جلب مشارکت مستقیم مردمی است، به این سازمان ها واگذار می شود. دکتر آقاجانی، جامعه شناس می گوید: به طور قطع، مشارکتی که از سوی سازمان های غیردولتی در زمینه های متعدد رفاه اجتماعی انجام می شود، می تواند نوعی پویایی در جامعه به وجود بیاورد. جرا که در جامعه مدنی، گروه ها و سازمان هایی هستند که می توانند در پیشبرد برنامه های دیگر سازمان های جامعه مدنی، همکاری کنند. این همکاری ممکن است به صورت مشارکت مستقیم یا در قالب تبادل تجربیات و توانمندسازی صورت بگیرد.
حیطه عملکرد تشکل های غیردولتی
سازمان غیردولتی در مفهوم کامل NGO، متشکل از گروهی از افراد داوطلب است که بدون وابستگی به دولت و به صورت غیرانتفاعی و عام المنفعه با تشکیلات سازمان یافته در جهت اهداف و موضوعات متنوع فرهنگی، اجتماعی، خیریه ای، تخصصی و صنفی فعالیت می کنند. اهداف و موضوعات مورد توجه این سازمان ها، مختص به گروه و قشر خاصی نیست و حضور تمامی افراد را در عرصه های مختلف رشد و توسعه کشور، امکانپذیر می کند. دکتر آقاجانی می گوید: تشکل های غیردولتی برای فعالیت خود نیازمند فاکتورهایی هستند که این فاکتورها و ویژگی ها در صورتی که به طول کامل رعایت شوند، تضمین کننده موفقیت و پایداری تشکل های غیردولتی نیز هستند. وی خودجوشی و نیاز طبیعی، تعهد و هدف مشترک، قانونمندی، برنامه و فعالیت مشخص، جلب مشارکت و عضویت، هویت و شخصیت مستقل و مشارکت و مسئولیت پذیری را از جمله فاکتورها و ویژگی های تشکل های غیردولتی برای فعالیت ذکر می کند و می گوید: ساختار تشکل ها و سازمان های غیردولتی با مشارکت مردم و دموکراسی رابطه ویژه ای دارد.هرچه قدر در جوامع، دموکراسی بیشتر باشد، سازمان های غیردولتی نیز زمینه بیشتری برای گسترش پیدا خواهند کرد و در مقابل هرچه قدر نفوذ ساختارهای دولتی در مؤسسات رفاهی و اجتماعی غیردولتی کم رنگ تر باشد، توسعه این سازمان ها و تشکل ها بیشتر خواهد بود. براساس آخرین آمار، حدود ۲۲۰۰ تشکل غیردولتی در ایران، مشغول فعالیت هستند که در حوزه های مختلف به کار مشغولند. نگاهی به دستاوردهای توسعه سازمان های غیردولتی جوانان نشان می دهد که تقاضاهای محوری جوانان در تا سیس نهادهای مدنی، همان اولویت ها و دغدغه های اصلی کشور و برنامه ریزان است. به گونه ای که آمارها نیز حاکی از آن است که بیشترین فراوانی سازمان های غیردولتی جوانان با ۲۷ درصد به موضوع فعالیت علمی و پژوهشی که پیش درآمد توسعه کشور است، اختصاص دارد. چندی پیش خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران در گزارشی عنوان کرده بود که سازمان های غیردولتی جوانان با موضوع میراث فرهنگی، گردشگری، هنری و ادبی هر کدام با ۱۶ درصد در جایگاه دوم و فعالیت های اعتقادی و مذهبی با ۱۳ درصد در رتبه سوم قرار دارد که نشان دهنده تعلق خاطر جوانان به فرهنگ بومی ایرانی و اسلامی است. همچنین سازمان های غیردولتی جوانان با موضوع فناوری اطلاعات، دختران و زنان، کارآفرینی و اشتغال، مواد مخدر و ایدز در طی سال های ۸۲ و ۸۳ دارای رشد جهشی بوده اند. ضمن آنکه اعتبارات اختصاص یافته به سازمان های غیردولتی جوانان طی سال های ۸۰-۷۹، نشان دهنده آن است که سال گذشته، تشکل های استان تهران با ۷۷۵ میلیون ریال دریافت کننده بیشترین و تشکل های استان هرمزگان با ۴۲ میلیون ریال کمترین اعتبار را دریافت کرده اند. استان گلستان با ۴۹۶ میلیون ریال، کرمانشاه با ۴۴۱ میلیون ریال و استان قم با ۴۲۶ میلیون ریال بیشترین اعتبارات را در حوزه تشکل های غیردولتی دریافت کرده اند. براین اساس، سال گذشته کلیه تشکل های غیردولتی جوانان در سراسر کشور در مجموع اعتباری معادل ۱۰ میلیارد و ۱۸۳ میلیون ریال دریافت کرده اند که در مقایسه با سال ۷۹ معادل ۸ میلیارد و ۸۷۲ میلیون و ۹۰۲ هزار ریال افزایش و در مقایسه با سال ۸۲ معادل ۹۸۶ میلیون و ۴۵۰ هزار ریال کاهش داشته است. چرا که میزان اعتبارات تشکل ها در سال ۸۲ معادل ۱۱ میلیارد و ۱۷۰ میلیون و ۴۵۰ هزار ریال بوده است. فارغ از دنیای آمار و ویژگی ها و کارکردهایی که برای تشکل های غیردولتی برشمرده می شود، توجه به امتیازات و صلاحیت هایی که جامعه مدنی برای تشکل های غیردولتی قایل می شود، کارکرد اجتماعی تشکل ها را بیش از پیش محسوس می کند، چنان که امروزه، بسیاری از امور حل ناشدنی دستگاه های دولتی از طریق این سازمان ها با سهولت تحقق می یابد.