آیا به عنوان مدیر یک شرکت یا یک بنگاه صنعتی در مورد وظایف تشکل صنفی صنعتمان در قبال سازمان ما اندیشیده ایم؟ به عبارت ساده تر ما باید از تشکل صنفی مان چه بخواهیم؟ نقش یک تشکل صنفی در مدیریت سازمان ما چیست؟

یک تشکل صنفی چه باری از روی دوش ما بر می دارد؟ در این محیط پر تلاطم و متغیر چه کمکی به ما می کند؟ چرا باید پول و منابع خود را صرف عضویت در این سازمان ها کنیم؟ این منابع اعم از پول، نیروی انسانی، اطلاعات، زمان و…صرف چه موضوعاتی می شود؟

ما می دانیم که :

 بدلیل پیچیدگی، تنوع، وسعت و سایر مشخصه های محیط بیرونی امکان مدیریت آن توسط شرکت ها وجود نداشته یا بسیار پرهزینه خواهد بود. لذا مدیران شرکت ها برای تأثیرگذاری و مدیریت محیط بیرونی خود از قبیل محیط اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و… دست به تشکیل یا عضویت در تشکل های صنفی یا به دیگر نام تشکل های اقتصادی می زنند. این سازمان ها با شناخت و درک نیازها، منافع و حقوق مشترک شرکت ها، تلاش می کنند با تجمیع منابع آنها از قبیل منابع مالی، انسانی، اطلاعاتی، زمان و… محیط بیرونی آنها را مدیریت نموده و فضای کسب و کار را سامان داده و اثرات و تبعات محیط بیرونی بر شرکت ها کاهش دهند.

در این راستا وظایف تشکل های صنفی در قبال شرکت های عضو چیست؟ لذا قصد دارم در ایم مقاله شناخت حداقلی را از وظایف تشکل های صنفی را بدست دهم.

طبیعی است غیر از تنظیم بازار وظایف تنظیمی دیگری نیز از قبیل تنظیم کیفیت محصولات و خدمات، تنظیمات تکنولوژیک، تنظیمات روابط کار و… بر عهده تشکل های اقتصادی می باشد.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *